زود صحبت نکنیم!

کسانی که زود و زیاد صحبت می‌کنند اغلب نتیجه خوبی از گفتگو نمی‌گیرند. مراقب این دو آفت باشید. وقتی در گفتگو زود صحبت می‌کنیم یعنی خیلی اطلاعات را هنوز نداریم و هنوز به طرفمان میدان نداده‌ایم و طرف مقابلمان را کشف نکرده‌ایم. زود صحبت کردن باعث می‌شود یا دستمان را بیخود رو کنیم یا حرف‌های غلط و بی‌ربط بزنیم. برخلاف تصور ما که خیال می‌کنیم کسی که زیاد صحبت می‌کند احتمالاً روی گفتگو و ارتباط سوار و مسلط هست و دست بالا دارد در بسیاری از موارد خلاف این هست و افرادی که زیاد صحبت می‌کنند آن‌قدر غرق در صحبت‌هایشان هستند که احاطه و مدیریت را روی فضای گفتگو و آدم مقابلشان از دست می‌دهند.

مسائل خود به خود حل نمی شوند بلکه بدتر می شوند! از آنها فرار نکنیم!

ما از مباحثی که می‌ترسیم به ما آسیب برساند فرار می‌کنیم و از حرف زدن اجتناب می‌کنیم، به امیدی واهی که گذر زمان مسائل را حل خواهد کرد، یا به هر نحوی کاملاً خودبه‌خود مشکلات حل خواهند شد(!) به هر شگردی متوسل می‌شویم که از صحبت در مورد موضوعات حساس فرار کنیم.

درحالی‌که در ابتدا، مشکل کوچک است و خیلی راحت‌تر حل می‌شود، خودمان کاری می‌کنیم که مشکل بزرگ و تقریباً غیرقابل‌حل شود. حرف نمی‌زنیم، نمی‌زنیم، نمی‌زنیم و کم کم مسائل کوچک به غده سرطانی تبدیل می‌شوند و کدورت‌های جزیی به ناراحتی‌های عمیق. بعد، تازه نیاز می‌بینیم که صحبت کنیم و عقده‌ها و ناراحتی‌های خود را بروز دهیم.

ولی خب آن‌قدر درونمان هیجانی و ملتهب شده، و آن‌قدر مسائل ریزودرشت روی‌هم انبارشده که مانند تیری از کمان رهاشده، در لحظه‌ای می‌خواهیم آتش‌فشان درون خود را تخلیه کنیم! و به‌جای یک گفتگوی خوب، تنها با حمله به‌طرف مقابل، یکی‌یکی تمام آن ناراحتی‌های کوچک را به شکل پکیجی از عصبانیت بر سر دیگران خالی می‌کنیم! فریاد می‌کشیم، کارهایی می‌کنیم و حرف‌هایی می‌زنیم، که بعداً کاملاً پشیمان می‌شویم.

ما عملاً کارهایی می‌کنیم که دقیقاً ما را از خواسته واقعی‌مان دور می‌کند!

نکته مهمی که در اینجا می‌خواهم در ذهن شما حک شود این است که اختلاف‌ نظر و تفاوت عقیده، بین همه انسان‌ها در تمام روابط وجود دارد. بین همه دوستان، همکاران، اعضای خانواده و میان همسران. اگر از یک فرد علت جدایی دو شریک یا همسر را بپرسید، خواهد گفت اختلاف‌نظر عامل جدایی بوده، اما راستش را بخواهید همه ی افراد در مورد موضوعات مهم و حساس مثل مسائل مالی، تربیت فرزند، هیجان بخشیدن به زندگی و… نظریات مختلف و بعضاً متفاوتی دارند. در حقیقت همه افراد درباره این موضوعات مهم باهم بحث می‌کنند اما این‌طور نیست که همه باهم به هم بزنند و از یکدیگر جدا شوند. بلکه:

چگونگی بحث و صحبت در مورد هر موضوعی، خیلی مهم‌تر از خود موضوع و اختلاف‌نظر است.

بانک مفاهیم مشترک

شاید قبلاً نیز نام عبارت بانک مفاهیم را شنیده باشید که درک عمیق آن کمک زیادی به ما می‌کند. هر فردی، وقتی می‌خواهد در مورد موضوعی نظر بدهد از ترکیب منحصر به ‌فردی از نظرات، عقیده‌ها، احساسات و تجربه‌های شخصی برخوردار است. این ترکیب، نه‌تنها افکار و نظرهای شخص را تشکیل می‌دهد بلکه درواقع علتِ هر عملی است که انجام می‌دهد. این ترکیب در هریک از ما بانک مفاهیم ذهنی ماست. و هرکدام از ما، بانک مفاهیم خاص خود راداریم. برای همین، وقتی با یکدیگر وارد گفتگو می‌شویم، از یک منبع مشترک برخوردار نیستیم. هرکس باور، نظر و عقیده‌ای دارد.

گفتگو چیست؟

گفتگو یعنی جریان آزاد مفاهیم میان دو یا چند نفر. درواقع اصل موضوع به همین سادگی است که در بطن هر گفتگوی موفقی اطلاعات و مفاهیم مربوط به آن گفتگو به‌طور آزادانه جریان دارد و افراد، آزادانه و صادقانه نظریات خود را عنوان می‌کنند.

مهارت گفتگو چیست؟

این است که کاری کنیم تا بانک مفاهیم مشترک رشد کند. یعنی اینکه هرکس آزادانه حرف‌ها و نظرات خود را بگوید، حتی اگر در ظاهر این نظریات، برای طرف مقابل بحث‌برانگیز و غلط باشد. بدیهی است که نهایتاً هر شخصی با هر عقیده‌ای موافق نیست، اما اینکه کمک کند تا دیگران راحت و آزادانه حرفشان را بزنند بسیار به گفتگو کمک می‌کند. زیرا وقتی بانک مفاهیم مشترک رشد کند افراد در معرض اطلاعات درست‌تر و مناسب‌تری قرار می‌گیرند و درنتیجه بهتر می‌توانند تصمیم‌گیری کنند.

از سوی دیگر حتماً بارها دیده‌اید که وقتی بانک مفاهیم مشترک کوچک یا تهی باشد، یعنی افراد عملاً نظرات خود را از هم دریغ کنند و صحبت نکنند، مدام سوتفاهم به وجود می‌آید و نهایتاً به حرکت و رفتار نادرست منجر خواهد شد.

حریم امن گفتگو کجاست!!!

هر چیزی که مانع جریان آزاد مفاهیم شود، باعث از دست رفتن ایمنی می‌گردد. امنیت در گفتگو یعنی اینکه مطمئن شویم هرکسی آزادانه اجازه دارد مفهومی به بانک مفاهیم مشترک اضافه کند. وقتی امنیت وجود داشته باشد، می‌توان تقریباً در باب هر موضوع سخت و چالش‌برانگیزی به‌راحتی صحبت کرد. زمانی که دیگران احساس ناامنی کنند، دست به رفتارهای بد، مانند توهین و تمسخر می‌زنند و در این حالت شما هم معمولاً می‌خواهید مقابله‌به‌مثل کنید و یا کلاً از معرکه فرار کنید. وقتی احساس امنیت نباشد، حتی تعریف و تمجید کردن از افراد، باحالت شک و به دیده تمسخر نگاه می‌شود.

چرا گفتگو به شکل درستی پیش نمی‌رود؟ چون اطلاعات به‌صورت صحیح به بانک مفاهیم راه پیدا نمی‌کند و جریان آزادانه مفاهیم مختل می‌شود. یا به‌عبارت‌دیگر امنیت از بین می‌رود.