توسعه حرفه ای معلمان

عموماً مسائلی که در مدارس با آن مواجه هستیم این است که معلمان به دانش، مهارت‌ها، تمرین و حمایت، بعد از ورود به حرفه خود نیاز دارند. مالکوم گلدول بر این باور است که اکثریت معلمان می‌خواهند توسعه حرفه‌ای داشته باشند؛ آن‌ها می‌خواهند مهارت خود را بهبود ببخشند، مؤثرتر باشند و مهارت‌های جدیدی را پیاده سازی کنند تا مشاهده کنند که دانش آموزان با مسائل و چالش هایی که روبه رو هستند را با کمک خودشان حل کنند.

مسائل پیش روی آموزش و پرورش

طبق تحقیقات و بررسی های انجام شده، دانش آموزان با مشکلات و چالش های زیر روبه رو هستند:

بی انگیزگی دانش آموزان

  • برگزاری کلاس های یک طرفه که معلم می گوید و دانش آموز می شنود.
  • آموزش در محیطی پراسترس
  • عدم ارتباط موثر با معلم
  • علاقه نداشتن به درس خواندن
  • تئوری بودن مطالب و فراموش شدن پس از امتحان

حافظه محوری و عدم درک و تحلیل مسائل

  • ضعف در تحلیل مسائل
  • ضعف در حل مسائل
  • پاک کردن صورت مساله
  • جواب های تکراری به مسائل

ضعف در خلاقیت

  • آموزش و پرورش کارمندگرایی را ترویج می دهد تا کارآفرینی؟
  • مدرسه خلاقیت را می کشد و یکسان سازی را ترویج می دهد.
  • مدارس موانع خلاقیت در دانش آموزان را شناسایی نمی کنند.
  • مدرسه امکاناتی را که منجر به افزایش خلاقیت می شود را فراهم نمی کند.

تست محوری

آموزش و پرورش دانش آموز را برای کنکور آماده می کند نه زندگی و کار. در صورتی که هدف آموزش های پیش دانشگاه، آماده کردن دانش آموزان برای زندگی و تبدیل آنها به شهروندان قانونمند، خلاق و امیدوار است.

عدم توجه به استعدادها

  • آیا منطقی است که یک دانش آموز هم در ورزش، هم در ریاضی و هم هنر نمره 20 بگیرد؟
  • آیا انتخاب رشته دبیرستان براساس مد روز است یا استعداد واقعی کشف شده؟

عدم آموزش مهارت های زندگی

  • چرا در آموزش و پرورش بیشترین تمرکز بر قسمت آموزش و کسب مهارتهای ابزاری و شناختی(سواد) است تا پرورش روانی و اجتماعی؟
  • عدم مهارت خودآگاهی،مهارت همدلی، مهارت تصمیم گیری، مدیریت هیجان

آموزش سکوت

نقش دانش آموز ایرانی در فرایند آموزش و پرورش، صرفا آموختن و فرا گرفتن و سکوت در برابر معلم است. جایگاه و موقعیت معلم، چنان رفیع و دست نایافتنی می شود و چنان قدسیتی به آن داده می شود، و از سوی دیگر، رعب انگیز و ترس آلود می شود که دانش آموز چاره ای جز سکوت در برابر آن نمی یابد. نظام آموزش و پروش غیر دموکراتیک، میوه ی ترس و سکوت را در دهان فرهنگ می نهد.

تربیت، نه برای اکنون

نظام آموزش و پرورش، شاگردانش را برای زندگی در جهان کنونی پرورش نمی دهد. زندگی “اکنونی و این جایی”.  شاگردانش را برای بنا نهادن ساختار دموکراتیک پرورش نمی دهد. ساختار غیر دموکراتیک آموزش و پررورش در ایران، ماحصلی جز شخصیت های غیر دموکراتیک نیست. رابطه ی دانش آموز با معلم غیر دموکراتیک است. گفت و گو به منزله ی فضیلتی انسانی و اخلاقی ، چندان مجال بروز و ظهور نمی یابد.

راه چاره چیست؟؟؟

کوچینگ در آموزش

کوچینگ عنصر ضروری و کاربردی در برنامه توسعه حرفه‌ای دانش آموزان می باشد. چرا که می‌تواند مهارت و دانش جدیدی را به آنها بیفزاید تا آن را پیاده سازی کنند و عملکرد خود را بهبود ببخشند. کوچ آموزش، فردی حرفه‌ای است که به شکل مشارکتی با معلمان کار می‌کند تا اغلب از طریق استفاده از الگوهای آموزشی و عملکرد بهتر تدریس را ارتقا می دهد، و از آن جایی که کوچ‌های آموزشی به طور خاص آموزش دیده‌اند و در موضوع خاص و تربیت مسلط هستند، می‌توانند پشتیبانی لازم را برای دانش آموزان مدرسه فراهم آورند.

زمانی که یک کوچ  در مدارس شما استخدام می‌شود، مدیران اغلب سوالاتی را درباره تأثیر کوچینگ مطرح می‌کنند: درباره اینکه:

  • کوچینگ آموزش چگونه می‌تواند مدرسه را متحول کند ؟
  • آیا شواهدی وجود دارد که نشان دهد کوچینگ در ارتقای پیشرفت دانش آموزان تأثیری داشته است؟
  • آیا الگویی وجود دارد که با پیاده سازی آن، معلمان روش های تدریس  خود را بهبود دهند؟

تحقیقات رو به رشدی وجود دارد درباره اینکه کوچینگ می‌تواند به ایجاد شرایط لازم برای عملکرد آموزشی در جهت تغییر و بهبود نتایج دانش‌آموز کمک کند. کامل‌ترین و جامع‌ترین مطالعه درباره کوچینگ در سال 2004 توسط بنیاد اصلاحات آموزشی آننبرگ انجام شده است. این مطالعه یافته‌هایی را گزارش کرد که اعتبار زیادی برای کوچینگ در زمینه آموزش به وجود آورد. اولین یافته گزارش حاکی از این است که همکاری کوچینگ آموزش، عمل بازتابی را ترغیب می‌کند، یعنی کوچینگ به معلمان امکان می‌دهد که یادگیری خود را عمیق‌تر، مکرر و مداوم‌تر از معلمانی که تنها کار می‌کنند، به کار گیرند و کمک می کند تا ظرفیت‌شان را برای بازتاب و به کارگیری یادگیری در کار با دانش‌آموزان و در کار با یکدیگر افزایش دهند.

یافته دوم از گزارش آننبرگ این است که یادگیری حرفه‌ای مؤثر، تغییر مثبت فرهنگی را ارتقا می‌بخشد. شرایط، رفتارها و شیوه‌های مورد نیاز در برنامه کوچینگ آموزش می‌تواند بر فرهنگ مدرسه یا سیستم (نظام) اثر بگذارد، و از این رو تغییر آموزشی تعبیه شده در تلاش‌های گسترده بر بهبود فرهنگ و شرایط مبتنی بر مدرسه تأثیرگذار است.

یافته کلیدی دیگر این بود که، کوچینگ آموزش به افزایش سرعت پیاده سازی یادگیری و تعامل دوجانبه کمک می کند. کوچینگ حمایتی است که برای پاسخ به نیازهای دانش‌آموز و معلم به صورت مداوم، استوار و به روش‌های اختصاصی تلاش می‌کند. زمانی که معلمان توسط کوچ راهنمایی می‌شوند، با یکدیگر کار می‌کنند و یکدیگر را برای بهبود تدریس و یادگیری جوابگو و مسئول نگه می‌دارند، بنابراین احتمال به کارگیری یادگیری جدید و مسئولیت مشترک، افزایش می‌یابد.

دستاوردهای کوچینگ در آموزش

  • شناسایی و کشف استعدادها
  • دانش آموز محوری
  • افزایش خلاقیت
  • بهبود یادگیری
  • افزایش خودآگاهی
  • تقویت مهارت های زندگی